موضوعات
آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
گنجینه ی ادب پارسی گفتند غمگینی چگونه باشم شاد ؟ چگونه کنمش بیرون از سرم ؟
در گل مانده است پایم. شدند سیراب ، سبزگان بهاری از چشمه ی اشکم .
ندارم خبری ازو گذشته است هفته ای. اینجا ابرها هم گریه می کنند.
همای شیراز بگفت : وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور غم نمی خورم ، او خورده است مرا !
همچون عود می سوزد دلم ، زیراکه ندیدم ماهم را ماهیست .
به خدا عشق ، در جمع پیراهن دریدن نیست، سر بر زمین کوفتن نیست، بی آبرو و رسوا شدن نیست. دلبرم سوگند به خدا آنطور که فکر می کنی نیست. خواهی فهمید روزی ، که عاشق واقعی کیست.
بسته است دستانم، در گل است پاهایم، وگرنه می کردم آنکه تو می خواهی. بر نمی آید از دستم هیچ کاری جز صبر ، صبر می آزارد تو را می دانم . چه کنیم امّا ؟
کی و کجا کمان کمر شکن ابرویت را ببینم ، کی و کجا روی فرشته سای تو را .
دوری ز من ، از پهنای اشعه های خورشید نیز بیش . امّا هر صبحگاه ، برای تو پیامم را به باد می سپارم . من از همین جا ، همین فاصله می شنوم صدای قلبت را .
زمزمه ی سینه ی من ، نام توست . چشمان من هر روز نگاه زیبای تو را انتظار می کشند . دلم برایشان می سوزد .
شب هم با من سر سازش ندارد وگرنه نمی دزدید خوابم را ، در عوض خیالت تنهایم نگذاشته . مرا می فهمد . کلی حرفها زده ام با او . با معرفت است ، مثل خودت . یقین دارم که سر عهدی که بستیم همچو من هستی .
شنیدم سخنی خوش که پیر کنعان گفت فراق یار نه آن می کند که بتوان گفت (حافظ)
بهمن خسروجردی
نظرات شما عزیزان: نسرین
![]() ساعت11:54---10 ارديبهشت 1391
سلام . خیلی لذت بردم .بهتون تبریک میگم .خیلی زیبا بود.مرسی
یه اشنا
![]() ساعت13:49---6 ارديبهشت 1391
خیلی بیکاری.حالموبهم زدی.اگه میخوای بادوست...ادای عاشقارودربیارین بروتوچت روم بی جنبه
خوبه که نظر گذاشتی بازم بیا در ضمن خوب با چتروم آشنایی ؟ معلومه که شما هم بیکار تر از مایی که تو چتروم میگردی چون تا جایی که من می دونم چتروم جای آدم های بیکاره ولی باز هم از اینکه نظر خودتو گفتی ممنونم دوست عزیز
آفرین ...
شنبه 12 فروردين 1391برچسب:, :: 16:8 :: نويسنده : بهمن خسروجردی
![]() ![]() |